خرید بک لینک
پدرم.....مادرم یک روز بی مقدمه رفتی . بی مقدمه ، بی آنکه حتی قبلش هم حرف رفتن زده باشی ، یا حتی مشکلی داشته باشیم ، باید دلیل محکمی می داشتی که اینگونه ، بدون اینکه حتی مدیریت بحران اعلام کند و یا روزنامه ها از رفتنت چیزی بنویسند ، رفتی . باید دلیل محکمی داشته باشی که اینگونه ، دست هایم را یتیم کرده ای . بی مقدمه رفتی و سجده ها و الغوث الغوث های من طولانی تر شد و انگار خدا بای اهمیت تر . تو رفتی ، تو بی آنکه به فکر غربت آغوشم در هوای سرد باشی ، تو بی آنکه بدانی چقدر مرا به قاصدک ها بی اعتماد و بی آنکه حتی بدانی تمام مرا بردی ، رفتی ، بی مقدمه رفتی . چراغ خانه که نه ، چراغ دلم بودی ، که خاموش شدی .. باید دلیل قانع کننده ای برای این بی مقدمه رفتنت بیاوری ، خودت هم میدانی ، این همه نیامدن ، عادی نیست .. یاد همه پدر مادرای سفر کرده بخیر

برچسب: نویسنده: سارا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 0:30


وقتےمیمیریم ما را به اسم صدا نمےڪنند

ودربارهی ما مےگویند:جسد ڪجاست؟

وبعد از غسل دادن مےگویند:جنازه ڪجاست؟

وبعد از خاڪسپاری مےگویند:قبر میت ڪجاست؟


همهی لقبها و پستهایی ڪه در دنیا داشتیم بعد از مرگ فراموش میشوند

مدیر،مهندس،استاد،دڪتر،بازرس


ایڪاش فروتن و متواضع باشیم....

نه مغرور و متڪبر

به چی مےنازیم؟؟

ڪاش تا هستیم آدم باشیم و با مردم خوب رفتار ڪنیم و روزی هم ڪه نبودیم ازمون یه نام نیڪ بمونه

برچسب: نویسنده: سارا حیدری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 0:30

صفحه بندی